شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 63
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
دارد ، از جمله حيلههاى بسيار معمول در داستانهاى عيارى و عوامانه است و نمونهء آن در اسكندرنامهها ، حمزهنامه ، ابو مسلمنامه ، سمك عيار ، دارابنامهها . . . ديده مىشود . چگونگى ساخت اين داروى شگفتانگيز معلوم نيست ، امّا آنچه مسلم است ، بسيار سريع بر روان و اعصاب شخصى كه آن را مىخورده تأثير مىگذاشته است . داروى هوشبر كه معمولا پنهانگاه آن آستين يا پشت گوش بود ، به گونههاى مختلف به خورد فرد موردنظر مىدادند . رايجترين شيوه ، ريختن آن در شراب بوده است و بهندرت در آب . اگر شخص موردنظر در خواب بود ، دارو را در نىچهاى مخصوص ، تعبيه مىكردند و پيشبينى شخص خفته مىگرفتند ، چون خفته نفس را بالا مىكشيد ، عيار آهسته در نىچهء عيارى خود مىدميد و دارو در حلق خفته جاى مىگرفت . در كليله و دمنه ( چاپ مينوى ، ص 75 ) ، زنى آنكاره قصد دارد دارو را در اسافل اعضاى برنايى خفته بريزد ، كه از بخت بد ، با جدا شدن بادى از برنا ، دارو به حلق خودش ريخته مىشود و از پاى درمىآيد . گاهى دستمالى آغشته به بيهشانه را در راه شخص موردنظر مىگذاشتهاند ، آن شخص چون دستمال را برمىگرفت ، برطبق مراد داستانسرا ، آن را به صورت خود مىماليد و از پاى مىافتاد . حتّى در كتاب سمك عيار ، از نوعى شمع آغشته به بيهشانه سخن مىرود كه چون آن را روشن مىكردند ، گازى متصاعد مىكرد و شخص درمىگشت . « 1 » در شاهنامه ، يك بار در داستان بيژن و منيژه ، به اين نيرنگ عيارى اشاره مىشود : منيژه كه شيفتهء بيژن شده است و آرزومند كامستانى ، دستور مىدهد تا داروى هوشبر در جام بيژن بريزند . بيژن چون بىهوش مىشود ، او را به كاخ خود مىبرد : چو هنگام رفتن فراز آمدش * به ديدار بيژن نياز آمدش بفرمود تا داروى هوشبر * پرستنده آميخت با نوشبر بدادند مر بيژن گيو را * مر آن نيكدل نامور نيو را . . . ( 5 / 22 / 234 ) در داستان سوسن رامشگر ، چند بار از اين حيله استفاده شده است .
--> ( 1 ) . گونههاى حيلت عياران را مىتوان در مقالهء « روشهاى عيارى . . . » ، ش 180 ، ديد .